Banner Code -->
براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
Banner Code -->
براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
صورتی
صورت

ضامن آهو

ضریح امام حسین


قناری

عکس چندتا قناری خوشکل


زیباترین قلب
مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب
را در آن شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود
و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب
او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند. مرد جوان در
کمال افتخار ... با صدایی بلند تر به تعریف از قلب خود پرداخت.
ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت:
« اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست.»
مرد جوان و بقیه ی جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او
با قدرت تمام می تپید. قسمت هایی از قلب او برداشته شده و
تکه هایی جایگزین آنها شده بود. اما آنها بدرستی جاهای خالی
را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد.
در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها راپر
نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر
می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد.
مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و با خنده گفت :
« تو حتما شوخی می کنی...قلبت را با قلب من مقایسه کن.
قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است.»
پیرمرد گفت:« درست است قلب تو سالم به نظر می رسد اما من
هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی؟ هر کدام از این
زخم ها نشانگرانسانی است که من عشقم را به او داده ام. من بخشی
از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام. گاهی او هم بخشی ازقلب
خود را به من داده که به جای آن تکه ی بخشیده شده قرار دادم.
اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند گوشه هایی دندانه دندانه در
قلبم دارم که برایم عزیزند. چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام اما آنها چیزی از
قلب خود به من نداده اند. اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه
دردآورنداما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها نیز
روزی بازگردندو این شیار های عمیق را با تکه ای که من درانتظارش
بوده ام پر کنند...
حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟»
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه هایش
سرازیر بود به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود تکه ای
بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را
گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را
جای زخم قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه کرد.
دیگر سالم نبود .... اما از همیشه زیباتر بود.
عشق از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.

این گل قشنگم تقدیم به شما که صاحب قشنگترین قلب دنیایی ![]()

در جاده ای دورافتاده ، پیش می روم
شب آرام است ، صحرا به خداوند گوش فرا داده
و ستاره ای با ستاره ی دیگر حرف میزند
آسمان با شکوه و شگفت اور است
و زمین در فروغی آبی رنگ فرو رفته
نمیدانم چرا غمگین و اندوهناکم ؟
آیا تاسف چیزی را میخورم ؟
آیا منتظر چیزی هستم ؟...
دوست دارم همه چیز را فراموش کنم
اما نمیخواهم در خواب سرد مرگ فرو روم
میخواهم طوری برای ابد بخوابم
که نیروی زندگی در سینه ی من قرار گیرد
و نفسهای آرام سینه ام را بالا و پائین برد
تمام شب و تمام روز آواز دلنشینی با نغمات دلنشین و
عاشقانه ی خود گوش مرا بنوازد
و بید مجنون زیبا شاخه های خود را بر من فرود آورد
و زمزمه کنان همیشه سبز و خرم باشد....

سلام به همه دوستای خوبم
پیشاپیش عید سعید قربان و عید غدیر خم رو به شما عزیزان تبریگ میگم.
بیاین تو این روزای خوب و قشنگ خدا برای همدیگه دعا کنیم ،
خصوصا بیماران.
منم از همگی شما التماس دعا دارم خصوصا روز عرفه...![]()

بقیه در ادامه مطلب